شطرنج
آخرين باري كه يادمه شطرنج بازي كردم 1سال پيش بود.
اونم واسه مسابقات .يادش بخير اون سال مدرسه ي ما دوم شد.
(ولي خودمونيما اين ماهشهريا شطرنجشون بدك نيستا).
خلاصه گذشت تا امسال...![]()
همين طور بلند شديم رفتيم ماهشهر واسه مسابقه البته قبلش يه مسابقه بين مدارس ممكو
تو انديشه برگذار شد تا هر مدرسه بتونه نفرات برتر خودشو انتخاب كنه كه منو دوتا از بچه هاي دوم انتخاب شديم![]()
خلاصه روز اول 2 تا مسابقه داشتيم كه بين دوتا مدرسه ي ممكو بود كه خوشبختانه مدرسه ي ما بالا اومد![]()
![]()
![]()
و اون يكي مدرسه حذف شد.![]()
روز بعد هم (كه امروز باشه)3 مسابقه داديم ...![]()
وبالاخره تونستيم مقام سومي رو واسه مدرسه كسب كنيم ولي خداييش مشخص بود كه ماهشهريا بدجور تمرين كرده ![]()
بودن حتي شنيدم كه بعضياشون سر كلاس هم تمرين مي كردن.![]()
اون وقت ما 1بار هم واسه نمونه تومدرسه شطرنج كار نكرده بوديم.![]()
بعد مي گن شما امكاناتتون از بقيه بيشتر !!!!!![]()
كو ما كه نديديم!![]()
خلاصه كاپ رو گرفتيم و رفتيم مدرسه .البته يخورده مدير مدرسه رو سر كار گذاشتيم ![]()
گفتيم ما اصلا"مقام كسب نكرديم و از اين حرفا ![]()
بيچاره مديرمدرسه همين طور مونده بود كه چطور ما هيچ مقامي كسب نكرديم ![]()
تا اينكه يه دفعه كاپ رو نشونش داديم اونم كلي ذوق كرد و تشكر كرد![]()
![]()
![]()
البته اينو بگم ما بايد دوم مي شديم ولي خوب شانس با ما يار نبود.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()